حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

118

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

دارند به صحت انجاميد و اين عاصى بانواع المعاصى نيز شخصى را ديده كه از مدت بست سال روز بست و يكم به بلاء حمى مبتلا مىشد و بالجمله حميات مذكوره را ممكن الوجود بل متحقق الوقوع دانند و قول جالينوس را در اين باب بىاعتبار محض شناسند فائده بقراط گويد كه سبع را با وجودى كه مدت دراز و تسع را درازتر باشد اما هيچ‌يكى يكى ازينها قاتل نباشد بخلاف خمس كه وى بدتر از همه تپهاست زيرا كه گاهى مقدمهء سل باشد و اكثر به تبعيت آن پديد آيد و شيخ مىنويسد كه مراد بقراط از خمس آنست كه بحميات ديگر مركب باشد فائده حميات سوداويه خاصهء ربع اكثر بعد حميات متطاوله آخر دست دهد و باشد كه ابتدا بمنصهء ظهور رسد و بيشتر امراض سوداوى چون صرع و ماليخوليا و تشنج و امثال آن بسبب حدوث اين تب زوال پذيرد و با وصف تدابير ملائمه مىتواند كه تا يك سال بل ما شيئا زائدا طول كشد و اگر مادهء غليظ بود يا در معالجهء خطا افتد يا بيمار تخليط كند باشد كه تا دوازده سال رسد بلكه از ان هم درگذرد و بالجمله طول و قصر مدت حميات سوداويه بنا بر قلت و كثرت ماده و غلظت و لزوجت ويست ازينجاست كه مدت ربع نسبت بديگر كمتر باشد و حميات سوداويه چون بسيار طول كشد باستسقا انجامند انتباه آنچه در حميات سوداويه على الاطلاق گفته شد و در اثناء ذكر اصناف بيايد در ربع بيشتر باشد لهذا اطبا در ذكر ربع ثبت نموده‌اند صنف اول آنكه عفونت سودا در ان خارج عروق باشد و ويرا بنا بر عدم لزوم ربع دائره و ربع نائبه و خمس دائره و خمس نائبه و سدس و غير ذلك كذلك گويند و از آنكه اين صنف حمى روز چهارم يا پنجم يا جز آن نوبت كند اطلاق اسامى موسومهء حقيقه بر همين باشد و بالجمله صغر نبض و تقدم سبب چون تناول گوشت گاو و ماهى نمك بود و امثال آن و ايضا سن و فصل و مزاج بارد يابس علامت عفونت سوداء طبيعى و علامات غلبهء خون چون حمرت دليل و شيرينى دهان و فلذه ؟ ؟ ؟ و خميازه و بودن بدن گران و ايضا من شباب و فصل ربيع و لحميت جثه دليل متعفن شدن سوداء و موىست و بر تعفن سوداء صفراوى قصر نوبت و عطش مفرط و تلخى دهان و سرعت نبض و تواتر آن و كثرت عرق و التهاب و غضب و اضطراب و ايضا ابتداء بقشعريره كردن و جز آن آنچه از لوازم صفراست پيدا بودن و عقب حميات صفراويه رو نمودن و بمردمان جوان كه مزاج‌شان گرم و خشك بود عارض گشتن و كثرت تناول اغذيهء حاره يابسه بيشتر گذشتن دلالت و فاسد شدن سوداء بلغمى از بياض بول و غلظت آن و برودت ملمس و رطوبت دهان و بطوء نبض و نوم ثقيل و قلت